فریدون مشیری

در جوانی جان گرگت را بگیر !

وای اگر این گرگ گردد با تو پیر

روز پیری، گر که باشی هم چو شیر

ناتوانی در مصاف گرگ پیر

مردمان گر یکدگر را می درند

گرگ هاشان رهنما و رهبرند ...

 

 

فریدون مشیری

چه کسی میداند؟؟؟

چه کسی میداند؟؟؟

که تو در پیله ی تنهایی خود، تنهــــایی؟

چه کسی می داند

که تو در حسرت یک روزنه در فردایــی؟

پیله ات را بگشا،

تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایــی!

ازصدای گذرآب چنان فهمیدم: تندتر ازآب روان، عمرگران میگذرد.

زندگی رانفسی،ارزش غم خوردن نیست!

آرزویم این است

آنقدرسیربخندی كه ندانی غم چیست.

زادروزم...

زندگی را دوست دارم ولی از زندگی دوباره میترسم 

حسین پناهی

 

زاد روزم را شاد باش و همایون باد میگم

 

1369/10/06

عکس : کودکی خودم